السيد الطباطبائي

115

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

3 - ملهّوعنه : چيز يا امرى كه كسى به دليل اهميت يك چيز ديگر يا امر ديگر ، به طور دانسته آن را متروك گذارد . زيرا نمى تواند هر دو را همزمان انجام دهد . بديهى است كه علامه مجلسى ( ره ) و حتى هر فرد عاقل ديگر ، چنين تعبيرى را درباره كار خداوند ، نكرده و نمى كند . و درست است هر كس چنين تعبيرى را بكند سخنش هم محال عقلى است و هم محال ( باصطلاح ) نقلى . اما كلمه مذكور معنى و كاربرد چهارم هم دارد كه مورد نظر مجلسى ( ره ) است و او اساساً گمان هم نمى كرده كه كسى سخنش را به معانى مذكور معنى كند . كاربرد چهارم : ملهّوعنه : چيز يا امرى كه متروك گذاشته شده ( متروك گذاشته شده تا زمان معين ، يا الى الابد ) . لغت : لها لُهّياً و لَهياناً عن الشّيئ : ترك ذكره « 1 » . در اين كاربرد « ترك عمدى » است نه فراموشى . همانطور كه در صيغه امر ، مى گويند : الْهَ لَهُ كما يلهى لك : اصنع به كما يصنع بك : با او همان رفتار كن كه با تو مىكند : او را ترك كن همانطور كه او تو را ترك كرده است . ممكن است برخى از افراد دقيق نگر با توجه به « يلهى » گمان كنند كه اين صيغه امر از باب « لهو » - واوى - نيست ، از باب « لهى » و يائى است . براى روشن شدن مطلب بايد گفت : اساساً در زبان عرب « لهى يلهى » - يائى - نيامده و به همين خاطر اقرب الموارد در ابتداى بحث

--> ( 1 ) - توجه : المنجد چنين آورده است : لها لهّياً و لَهياناً عن الشيئ : سلاعنه و غفل اا ترك ذكره . به علامت « اا » توجه كنيد كه نشان مىدهد در معناى اول غفلت است اما در معناى دوم غفلت نيست . اما اقرب الموارد اين نكته را مراعات نكرده است همانطور كه درباره هر واژه اى سبكش همين است .